موتور ایران ترکیه سوریه فارسی همکاری

موتور: ایران ترکیه سوریه فارسی همکاری اردوغان رییس جمهور رجب طیب اردوغان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری زیبایی‌های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال‌جئوگرافیک

مصطفی سِوِن که جهت سومین بار به کشور عزیزمان ایران سفر کرده است تا به همراه رضا عابدینی پروژه صلح را شروع کند، راجع به کشور عزیزمان ایران گفت: «همیشه سفر به کشو

زیبایی‌های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال‌جئوگرافیک

زیبایی های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال جئوگرافیک

عبارات مهم : ایران

مصطفی سِوِن که جهت سومین بار به کشور عزیزمان ایران سفر کرده است تا به همراه رضا عابدینی پروژه صلح را شروع کند، راجع به کشور عزیزمان ایران گفت: «همیشه سفر به کشور عزیزمان ایران جهت من هیجان زیادی داشته است و این جا اصلا احساس غربت نمی کنم.»

به گزارش خبرآنلاین،مصطفی سون در سیواس ترکیه به دنیا آمده و بعد از ۱۸ سال عکاسی و ویراستاری حرفه ای تصویر در روزنامه های معتبر ترکیه، ناگهان به همه آنها پشت می کند و تصمیم می گیرد که شخصی و جهت دل خودش در خیابان های استانبول عکاسی کند.

زیبایی‌های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال‌جئوگرافیک

می گوید عکاسی خیابانی را جهت دغدغه های شخصی خودش دنبال می کند و این وسیله امرار معاشش نیست. جهت او خیابان و کوچه ها، فلسفه خاصی جهت خود دارند و جهت کشف این فلسفه است که سال هاست در بین خیابان ها می چرخد، با مردم حرف می زند و از واقعی ترین حالت های آدم ها تصویر می گیرد.

می گوید واقعی ترین حالت های آدم ها را بدون هیچ نقابی فقط زمانی که تنها در خیابان های اطراف محل زندگی و محله هایشان هستند، می توان دید. برعکس فضاهای بسته و داخلی، خیابان سرشار از زندگی، زایش، هارمونی، حقیقت، رهاشدگی و آزادی است.

مصطفی سِوِن که جهت سومین بار به کشور عزیزمان ایران سفر کرده است تا به همراه رضا عابدینی پروژه صلح را شروع کند، راجع به کشور عزیزمان ایران گفت: «همیشه سفر به کشو

عکس های این عکاس با حال و هوای خاصش را همه مردم ترکیه در روزنامه، مجلات و کتاب ها و… می شناسند. ولی همزمان با رواج اینستاگرام با شناختی که از رسانه ها و مخاطبان کار هنری دارد، صحفه شخصی اش را ایجاد می کند و تمام تصویر های آرشیوش را که از شروع کار عکاسی اش گرفته در صفحه شخصی اش می گذارد و بعد از مدتی نه چندان طولانی تصویر هایش از سراسر دنیا شیفتگان و طرفدارانی می یابد.

حالا دیگر به عنوان عکاس خیابانی صورت ای آشنا شده است در بین میلیون ها طرفدار است و این صفحه به گفته خودش آلبوم دیجیتال اوست. او می گوید تمام محبوبیتش را با مجموعه تصویر هایی که متعلق به خود اوست به دست آورده و اعتقاد است اینستاگرام کمک بزرگی به عکاسان، هنر و حتی ترویج سفر و توریسم کرده است و نوشته های زیر تمام سلفی ها این جمله را فریاد می زند که «من هم وجود دارم.»

این عکاس ترک، با یک و نیم میلیون فالوئر در سرتاسر دنیا این روزها اعجوبه ای در فضای اینستاگرام به شمار می رود. عشقی که او به استانبول دارد بی انتهاست و به گفته خودش، در کوچه بعد کوچه های ناشناخته استانبول حقیقت خود را پیدا کرده هست. سفر جزو جدایی ناپذیر زندگی مصطفی است و شخصیت و سبک زندگی خاص او تصویر هایش را نیز متمایز کرده هست.

زیبایی‌های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال‌جئوگرافیک

در سال های اخیر به آمریکا، فیلیپین، غنا، سنگاپور، فرانسه، سوییس، هلند،آلمان، یونان، ایتالیا، استرالیا، کویت، اردن، اسپانیا، کشور عزیزمان ایران و … سفر کرده است و تصویر های خیابانی او همچون داستانی مصور، غم ها، خوش حالی ها، فقر و زوایای پنهان زندگی مردمان دنیا را از دریچه دوربینش به نمایش گذاشته است.

او چندی پیش جهت بار سوم به کشور عزیزمان ایران سفر کرده بود و به این بهانه در کافه خبر با او گفت و گویی داشتیم. سون با رضا عابدینی جهانگرد ایرانی پروژه صلح را شروع کرده اند که در ادامه می خوانید.

مصطفی سِوِن که جهت سومین بار به کشور عزیزمان ایران سفر کرده است تا به همراه رضا عابدینی پروژه صلح را شروع کند، راجع به کشور عزیزمان ایران گفت: «همیشه سفر به کشو

این چندمین بار است که به کشور عزیزمان ایران آمده اید و چرا؟

مصطفی سون: جهت اینکه بخواهم بگویم آیا کشور عزیزمان ایران را گزینش کرده ام، هیچ جواب قانع کننده ای ندارم. از سال ۹۴ عکاسی می کنم و هر لحظه دنبال این بوده ام که سوژه های تازه ای داشته باشم و هر لحظه کشور عزیزمان ایران جهت من یک هیجان زیادی داشته و اینکه اینجا می آیم و اصلا احساس غربت نمی کنم، جهت خودم هم جای پرسش است ولی هیچگاه دنبال جواب این پرسش نرفته ام که آیا من کشور عزیزمان ایران را گزینش کرده ام.

زیبایی‌های کشور عزیزمان ایران از نگاه عکاس نشنال‌جئوگرافیک

ولی اینجا احساس می کنم که انگار در کشور خودم هستم وهیچ احساس غربتی نمی کنم. این احساس مبهمی که نسبت به کشور عزیزمان ایران دارم را نمی خواهم ریشه یابی کنم که خدشه دار شود. ولی مطمئنم که در آخر این پروژه و ماجرایی که در کشور عزیزمان ایران دنبال می کنم ناخودآگاه و خودبخود به این جواب خواهم رسید که آیا این علاقه قلبی را نسبت به کشور عزیزمان ایران دارم.

در مورد پروژه تان زیاد توضیح دهید که چه هدفی را دنبال می کنید؟

سون: در ابتدا این ماجرا و پروژه با آشنایی با رضا [عابدینی]شروع شد و با رضا هم از طریق دوستم آیلین آشنا شدم. رضا ضمن اینکه حالت رمانتیکی دارد، ایده آلی از جهانی که در آن هستیم هم دارد و جهت اینکه این ایده آل را به ثمر بنشاند، مدام سفر می کند. می دانیم که این ایده آل ها جهت اینکه به ثمر بنشیند، راه خیلی مشکل در پیش دارند. همه می دانیم که دنیا خیلی کثیف تر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم.

ولی اینکه بدانیم دنیا آنقدرها هم جای تمیزی نیست، علت نمی شود که این سفرها را انجام ندهیم. می دانیم که میلیون ها نفر در دنیا دنبال این ایده آل هستند. ما تصمیم داریم که در این سفرمان ایده آل هایی که همه مردم و همان میلیون ها نفری که دنبالش هستند را به واقعیت تبدیل کنیم و این را از طریق سفر می خواهیم که انجام دهیم. زبان عکاسی من دقیقا همان هدفی است که رضا دنبال می کند.

این طور بگویم من و رضا بدون اینکه اصلا خبر داشته باشیم، مدت های زیادی است که به طور مجزا داریم یک کار یکسان می کنیم. یعنی رضا سفر می کند و توریست است و من یک عکاسم ولی نشانه مان یکی هست. گذر وقت جهت اینکه این ایده آلی که در موردش حرف زدم به واقعیت بپیوندد، باعث شد که من با رضا آشنا شوم و فکر می کنم که در وقت مناسبی با هم آشنا شدیم.

برای اینکه این ایده آل را به واقعیت تبدیل کنیم یا در راه آن تلاش کنیم، وارد سفری می شویم که هدفش این است که هرچقدر بتوانیم با انسان های بیشتری در ارتباط باشیم و به هر طریقی بتوانیم به این ایده آل رمانتیکی که مدنظرمان هست، دست پیدا کنیم.

آیا مقصد آن سفر مشخص است؟

سون: فعلا آنچنان مسیر مشخصی ندارد ولی یقینا جهت اینکه هدفمند شود، حتما باید مسیر و مقصد مشخصی داشته باشد. ولی می خواهیم با یک گستردگی یکنواختی از کل کشور عزیزمان ایران یک مسیری را گزینش کنیم که بتوانیم به همه جای کشور عزیزمان ایران سفر کنیم.

آقای عابدینی، شما از آشنایی تان و نشانه و برنامه مشترکی که با هم دارید، بگویید.

رضا عابدینی: آشنایی مان از طریق لطف زن آیلین بوده هست. من در داستان کمپین خودم گاهی تلاش می کنم که یک مورد بین فرهنگی را تجربه کنم و در وقت هایی که سفر می کنم، تلاشم این است که بتوانم یک ارتباط بین فرهنگی را بین آدم هایی که در بیرون از کشور عزیزمان ایران فعالیت می کنند، ایجاد کنم بدهید طریق که آنها را دعوت کنم و یک کار بین فرهنگی تعریف کنیم که یکی از نمود آن، اجماع بین بازیگران و صورت های معروف متفاوت است.

آنها تصور می کنند که هنر جهت پیامی که ما داریم، خیلی مهم است چون تلطیف می کند و با یک قشنگی خاصی آن را انتقال می دهد و در این راستا که بتوانم این مفهوم را به جذابیت بصری ام نزدیک تر کنم که بتواند اتفاق بیفتد، دلم می خواست که بتوانم یک هنرمند خارجی که تمام دنیا را دیده و زبان تصویر را بهتر از هر کس دیگری بلد هست، دعوت کنم که به کشور عزیزمان ایران بیاید تا بتوانیم پروژه مشترکی را تعریف کنیم.

پروژه ای که شاید از لحاظ مفهومی من روی آن کار کرده ام ولی از لحاظ تصویری و جذابیت و جذابیت تصویری هنوز به آن تفاهمی که باید برسم، نرسیده ایم. درعین حال ما با کشور ترکیه شباهت های بیش از اندازه داریم، با اینکه دو تا اقلیم متفاوت هستیم و مردم متفاوت داریم.

از آنجا که یکی هستیم، تفاوت ها به نظر معنی ندارد، بخصوص در دورانی که در منطقه ما پر از آتش جنگ است و ما دچار پرسشها عدیده بشری و اجتماعی هستیم. درنتیجه نیاز داریم غیر از امور بین کشوری، پرسشها منطقه ای را ببینیم و نگاه گسترده تری داشته باشیم. امیدواریم با پروژه آقای سون در کشور عزیزمان ایران بتوانیم یک پوشش و نگاه جدیدی از کشور عزیزمان ایران را به دنیا نشان دهیم.

در عین حال بتوانیم این قومیت های مختلفی که در کشور عزیزمان ایران وجود دارد را در کنار هم نشان دهیم و بعد بتوانیم ترکیه و کشور عزیزمان ایران را و در ادامه همه کشورهای منطقه را در این طرح بگنجانیم. چون چیزی است که مختص کشور عزیزمان ایران و یا ترکیه نیست بلکه اتفاقی است که باید در همه جای دنیا بیفتد و این مشکلی است که هر روز زیاد و زیاد می شود.

حضور ایشان در اینجا کمک می کند که ما خبر مان را خیلی قشنگ تر بدهیم که واقعا جهت ما فرقی نمی کند که ترک باشد، فارس باشد یا بلوچ باشد، هر جا که باشد، هنرش کمک می کند که این اتفاق بیفتد. راجع به سفر کشور عزیزمان ایران هم جهت ما خیلی مهم است که این سفر قومیت های متفاوت کشور عزیزمان ایران را پوشش دهد، تا بتوانیم از لحاظ تاریخی نشان دهیم که کشور عزیزمان ایران از وقت های بسیار بسیار قدیم محلی بوده که تمام اقوام متفاوت ایرانی در کنار هم به خوبی زندگی می کرده اند.

در این زمینه، زن آیلین هم چون از لحاظ تاریخی بسیار برجسته هستند، از لحاظ محتوایی بسیار به ما کمک می کنند. غیر از اینکه لطف کردند و این آشنایی را تشکیل دادند، از لحاظ محتوایی و بار داستان خیلی یاری دهنده هستند، همین طور سیامک تقی زاده. من احساس خوبی دارم که یک اتفاق خوشایندی می افتد اینکه بتوانم در کنار فرزند های هنرمند یک کار قشنگی را تعریف کنیم که یک دید جدیدی از کشور عزیزمان ایران به عنوان منادی صلح باشد.

برای رساندن این خبر چقدر موفق بوده اید. بازخورد سفرهایتان چگونه است؟

عابدینی: اولا اعتقاد دارم که اگر روزی به این نتیجه رسیدیم که چقدر ارزشگذاری کنیم و بسنجیم، راه اشتباهی را رفته ایم. یک نفر روزی از من پرسید که تابحال شمرده ای که چند تا کشور رفته ای؟ گفتم نه.

پرسید چرا؟ گفتم جهت اینکه از زمانی که وارد این شوم که چند تا کشور رفته ام، فقط دلم می خواهد که این عدد زیاد شود و وارد یک راه اشتباهی می شوم. روش ما این است که هر شخص باید به اندازه تلاش و همت خودش تلاش کند و نتیجه اش را به اتفاقاتی که می افتد، واگذار کند. خبر من این است که هر کسی به اندازه خودش باید تلاش کند.

اگر بخواهیم هر لحظه بسنجیم که چقدر موفق بوده، وارد یک بازی باطل شده است ایم که زیاد دلمان می خواهد زیاد روی مدیا اثرگذاری داشته باشد و هنگامی که می خواهیم روی مدیا اثرگذار باشم، در واقع راه هایی را در پیش خواهیم گرفت که شاید از متن و روح داستان دور باشد.

اما اگر باز بخواهیم بسنجیم نسبت به زمانی که من شروع کردم و اتفاقاتی که افتاده خیلی خیلی راضی هستم. یعنی به نظر خودم من تلاش خاصی نکردم که این را خیلی گسترش دهم ولی به هر حال بازخورد بسیار خوبی داشت. یعنی احساس می کنم که جامعه ما الان تشنه یک خبر جدید، هویت تازه و یک امید است و ما مسئولیم که این خبر را برسانیم که امید هنوز زنده است و هنوز همه اتفاقات بد نیفتاده و هیچ لزومی ندارد که فکر کنیم که همه چیز از بین رفته.

این اتفاقی است که داریم روزانه در جامعه مشاهده می کنیم که همه هر روز ناراحتند و دائما خبرهای بد می شنویم؛ بمب گذاری، پرسشها اقتصادی، کشته شدن آدم ها در اقصی نقاط دنیا و جنگ و این وظیفه هر شهروند جهانی و ایرانی است که به اندازه خودش تلاشش را بکند ولی به هر حال من تا به امروز از همه کسانی که مرا پشتیبانی کردند، خیلی تقدیر می کنم که بیش از آنچه لایق هستم، بوده است.

تا حالا به کجاهای کشور عزیزمان ایران سفر کرده اید و نظر شما در مورد کشور عزیزمان ایران و جاهایی که رفته اید، چیست و دوست دارید به کجاها بروید؟

سون: کاشان، اصفهان، ابیانه، شیراز و… قبل از اینکه سفر کنم یک ذهنیت راجع به کشور عزیزمان ایران داشتم و این سفر باعث شد که همه این ذهنیتم به واقعیت تبدیل شود. این سفر یک تجربه به من داد که هرچیزی در مورد کشور عزیزمان ایران می دانستم، کاملا واقعیت دارد.

برای من عالی ترین قسمت این سفر این بود که پنج، شش روز در سفر بودیم ولی هیچگاه به هتل نرفتیم. به جاهایی رفتیم که مردم بسیار مهربان بودند و با مهمان نوازی ما را پذیرفتند و حتی یکی از شب هایی که ماندیم، صاحبخانه کلید را تحویل ما داد و رفت و منزل اش را کاملا در اختیار ما قرار داد که جهت من یکی از عالی ترین تجربه های زندگی ام بود. اینکه این دوستان کلید منزل هایشان را تحویل ما دادند و رفتند و به ما اعتماد کردند، نشان می دهد که چقدر در راه درستی قدم برمی داریم.

کسی که این کار را با ما کرد اصلا از ایده آل های ما خبر نداشت ولی با این کارش نشان داد که ایده آل او هم به ایده آل ما نزدیک است و این جهت من خیلی خوشحال کننده بود. می دانم که میلیون ها نفر مثل آن کسی که منزل اش را در اختیار من قرار داد، هستند. می دانم که در این پروژه ای که شروع کردیم بارها و بارها این اتفاق خواهد افتاد و این نشان می دهد که چقدر در راه درستی قدم برمی داریم.

چقدر از جاهای دیگر کشور عزیزمان ایران آشنایی دارید. چون شهرهای اصفهان، کاشان و شیراز را حتی کسانی که به کشور عزیزمان ایران نیامده باشند هم می شناسند و تنها کافی است که یک سرچ در مورد مکان های دیدنی کشور عزیزمان ایران بکند ولی می دانیم که جاهای بهتر و بکرتری هم در کشور عزیزمان ایران است که هم جهت پروژه عکاسی و هم هدفی که آقای رضا عابدینی در پیش دارند، مناسب تر است.

سون: البته من نمی توانم بگویم که زیاد کشور عزیزمان ایران را می شناسم و هر روز یکی مطلب تازه از اینترنت و منابع دیگر از کشور عزیزمان ایران یاد می گیرم ولی اصلا مهم نیست که دوست دارم کجاها را ببینم چون مطمئنم راهی که ما شروع کرده ایم یک معنوی در درون خود دارد که در کشورها و شهرها و جاهای دیگر دنیا هم اتفاق خواهد افتاد.

ما دنبال این روح هستیم و اصلا مهم نیست که کجا بروم و این کار را از کشور عزیزمان ایران شروع کنم، مهم این است که این کار را یک معنوی دارد و همه جای دنیا این اتفاق خواهد افتاد. کشور عزیزمان ایران هر لحظه جهت من کشور جالبی بوده که هر لحظه در موردش کنجکاو بودم و می دانم غرب، شرق، شمال و جنوب کشور عزیزمان ایران آدم ها و مکان های زیادی دارد و مطمئنم که کشور عزیزمان ایران تجربه بی نظیری جهت من خواهد بود.

عابدینی: برنامه ما اصلا این نیست که کشور عزیزمان ایران را به صورت جغرافیایی بگردیم چون به اندازه این کافی این کار به طور تخصصی انجام شده است هست. نشانه و خبر ما چیز دیگری است که با توجه به آن برنامه ریزی خواهیم کرد. به نظرم این پروژه ای است که یک سال وقت مورد نیاز دارد و نشانه مان مفهوم دیگری است که واقعا روی آن می خواهیم کارکنیم.

اصلا نشانه مان این نیست که تمام محیط زیست کشور عزیزمان ایران را بگردیم باتوجه به اینکه عکاسی ایشان زیاد جنبه اجتماعی دارد ولی می دانیم که هویت های کشور عزیزمان ایران را ثبت می کنیم آیا که نشانه مان انسانی است و این کنارهم قرار گرفتن، تفاوت ها را قشنگ کرده هست. جمله ای هم در گزارش قبلی گفتند که کشور عزیزمان ایران قومیت ها و زبان های متفاوت دارد و آدم ها با دین های مختلفی در آن زندگی می کنند و همه این آدم ها هستند که کشور عزیزمان ایران را تشکیل داده اند و همه این آدم ها با اینکه متفاوت هستند، «ما» هستند و ما هم دنبال همین «مایی» هستیم که این آدم های متفاوت تشکیل داده اند.

شما در شمالی ترین و جنوبی ترین نقاط کشور عزیزمان ایران هم بروید این «ما» وجود دارد و در تمام دین ها و زبان های متفاوت چه ترک، بلوچ، مازنی و سیستانی زمین تا آسمان فرهنگ های متفاوتی دارند ولی نشانه همه ما یکی هست. من احساس می کنم جهت رسیدن به آن شرح مردم ایران، رفتن در قسمت هایی مثل جاهایی که محروم تر هستند و کمتر دیده شده است اند، موثرتر است و جهت خود آن مردم هم بهتر باشد.

بحث بر سر این است که عموما در میان شهرنشینان این دید وجود دارد ولی در جوامع دیگر…

عابدینی: ممکن است کمی با هم اختلاف نظر هم داشته باشیم. به شخصه دوست ندارم که تنها روی یک قشر کار کنم. اگر می گوییم تفاوت نداریم و یکی هستیم، لزوما شهرنشینی با روستانشینی، پول دار با بی پول، چپی با راستی، کرد با لر نباید تفاوتی بکند. ما تلاشمان این است که به قشنگی نمود دهیم ولی تا چه حد موفق باشیم، بستگی به تلاش مان دارد.

این قدمی است که برمی داریم مطمئنا این قدم کافی نخواهد بود و ممکن است کامل هم نباشد ولی شروعی است جهت باز کردن باب گفتمان صلح؛ جهت اینکه بتوایم این زبان را به بقیه دنیا هم انتقال یافته کنیم، به ترکیه و کشورهای عربی برسانیم. درواقع نمی توانیم فقط هدفی مثل روستانشینان و محرومان را در نظر بگیریم. هنگامی که حرف از پرسشها اجتماعی می زنیم، همه یاد محرومان و بدبختی ها می افتند در صورتی که این اشتباه است.

جمع بودن همه اینها در کنار همدیگر است که «ما» را تشکیل می دهد. ما می خواهیم «ما» تقویت شود نه اینکه اجازه دهیم شهری ها از روستایی ها جدا شوند یا فقرا از بقیه. این ما بودن باید حفظ شود، چه در ترکیه و چه در خاورمیانه و چه در کل جهان. دقیقا همان اتفاقی که هر روز برعکس آن اتفاق می افتد و ما وظیفه خودمان می دانیم تا جایی می توانیم تلاش کنیم این اتفاق نیفتد.

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | پروژه | ایرانی | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs